** پسرخوبی که عصری قرارداره چیکار میکنه؟
این پسرخوب ساعت ۲(این چه وقته قرارگذاشتنه؟ حالا توپارکه...هی میشینه هی پامیشه...(خط اتوش....! **دخترخوبی که عصری کلاس داره(تو دانشگاه ازنوع مخلوطش)چیکارمیکنه؟ این دختربابا ساعت ۶عصرکلاس داره.ازخواب که پامیشه میره سریخچال آرایش.(بابا دست وصورتتو که بشور! حالا شمافکر می کنین چراآمار طلاق بالاست؟!... *******************************************این یه معادله ی ریاضیه که ازطریق اون میشه خریت بعضی ترکها *********************** خب...ازاونجایی که برای هرمعادله به یک ضابطه احتیاجه مااینجا فرض روبر این می گیریم که: " بادکنک حسن ترکید = حسن بادکنک خرید " حل معادله: ابتدامشابهات دوجمله رواز دوطرف تساوی حذف می کنیم: " پس حالاداریم: { ترکید = خرید } حالا جمله برای بدست آمدن مجموعه جواب بایدتجزیه بشه در نتیجه داریم: ترک + ید = خر+ ید بازهم دراین حالت طرفین مشابه ازدوطرف تساوی حذف می شوند: ترک + حالا بعنوان جواب معادله می بینیم که: ترک = خر
)قرارداره.صبح ساعت۶:۰۱دقیقه ازخواب پامیشه...زود میدوه میره حموم یه دوش کوچولوی۲ساعته میگیره ومیادبیرون.میره جلوی آینه..وای وای!خدابه دور!نیم میکرومتر ریش درآورده!...خب پس وقتشه که ازته بتراشه...زور توربورو میزنه به برق وتارومار باموفقیت انجام میشه.حالا نوبت هرچی نباشه نوبت افترشیوه که دردداره ولی ازاونجایی که پسرمااز نوع خوبشه بدون دردش موثرتره!
حالا باید یه کم به پوستش بپردازه.بزار ببینم...سفیدکننده..و...وای بلابه دور...یه کم هم یواشکی پنکیک!
کسی نمیفهمه که...حالا همه ایناچقدر طول کشید؟...الان ساعت شده ۱۱:۵۹دقیقه صبح(صبح یاظهر؟
)...خب پس وقت زیادداریم...حالا چی؟...آهان..اصل قضیه اینجاست!یه دستی هم به موچین مامان جون میبره...
موهام که خوبه...ولی اگه یه کم ژل وگلت هم ببینه بهترهم میشه!...کرم کو؟!..کرم دست وپایه کمی...وای وای..چه اه اه!ناخونام نافرمه چقدر!
..خوب پسرگلم...حالا نوبت کفش ولباساته...دیرهم نشده...ساعت تازه ۲:۳۹دقیقه به وقت تهرانه!...کفشاشو مسواک میکنه عینهو بابابرقی...شلوارشو اتو میکنه همچین که خط اتوش خربزه میبره!
...پاچه هاشو ورمی ماله تازیر نافش...بعد میره زود یه چیزی میکوفه که ازگشنگی نمیره...به مامی میگه بای بای ومیره...(شرش کم...آخیش!)
)هی به ساعت موبایل باباجون(بین خودمون بمونه ها!
)نگاه میکنه ...غرمیزنه چرانیومد؟ ...یه دفعه آهنگ جوادیساری بلند میشه(ای بابا روشد که!
)برای آقا پیام کوتاه (فارسی روپاس کاری کنیم!)اومده که چی؟..."عزیزم شوهرعمه خاله کوچیکه دخترعموی دوست بابام اومده...امروز نمیتونم بیام...بای تابعد!
"...پسر گلم میادخونه آسه آسه...اصلا هم ضایع نشده ها...اصلا...![]()
)حالا وسایل لازم ازیخچال به میزآرایش...(این میزه قبلا مال داداشت نبود؟زمانی که کلاس دوم دبستان بودها!)خب ...زود ازبالا شروع میکنه...اول موها:ریمل مو(
)وسشوار(موهای یه هفته حموم نرفته؟!
)باازاین مدادهای مووخلاصه...حالا صورت...ماساژورهای سفت کننده وشل کننده وول کننده وپف خواباننده وپف دهنده برای گونه ...حالا هنوز صورته...پوستش البته...پنکیک های روشن کننده وتیره کننده وخلاصه هرچی بخوای...بعدچشمها...لنزنزار دختر کتمه کوری میشی خب!(آخه باباشبیه کورهای مادرزاد میشی!![]()
)..بازهم چشمها...سایه وخط ..بالای چشم وزیرچشم ودورش البته...رنگ ووارنگ...(طوطی کم میاره
)...مژه ها...(ازاونجایی که مژه موجود نیست ...)مژه مصنوعی روبرای کی ساختن؟
..ابروها...یه کم مرتب میشن..قلم زنی فراموش نمیشودصد البته!...باموفقیت واردمرحله بعدی میشویم...بینی...خب..ازاونجایی که قبلا سه بارعمل شده تاشبیه دماغ نیکول کیدمن بشه زیاد زحمت نمیده ....
...لبها...ببین فکرنمیکنی یه کم باریکه؟...پس بزار یه کم پف کنه...آخه اینطوری طبیعی تره!!!
حالا خط..زیر..بالا...وسط....رژهم که اگه نباشه لبهات خشک میشه وضررداره!
...آخ آخ ساعت چنده؟...نه بابا..تازه شده ۳ظهر...پس ادامه بده...برق انداختن مچ دستهاو پاها وخلاصه همینطور برای ناخنها وانگشتا ....عطرمیزنه....(عیبی نداره اگه صبح دوش نگرفت خب الان می گیره!
)...بدوبرو لباساتو بپوش که ساعت شد ۵...یهو می بینه صدای موبایلش بلندشد...(موبایلش مال خودشه ...کادوی قبولی دانشگاه ...راستی مگه آموزش عالیها هم کنکور میدن؟!
)...داشتم میگفتم...گوشی روبرمیداره...سی سی جون پشت خطه(مگه تواسمت صغری نبود؟!)...میگه نیا...استاد امروز یکی ازپرزهای معدش موقع خوردن ریواس کنده شده گیرکرده توسرخرگ کلیه ش...خون نمیرسه به کلیه ها...
اینه که نمیتونه بیاد....
روثابت کرد.درضمن مثل همیشه امیدوارم جنبه داشته باشین واینو محض خنده بخونین.
بادکنک حسن ترکید = حسن بادکنک خریدید = خر + ید
![]()
+ نوشته شده در سه شنبه شانزدهم آبان 1385ساعت 14:41 توسط شیدا جوووون |
+ نوشته شده در سه شنبه شانزدهم آبان 1385ساعت 14:31 توسط شیدا جوووون |
یک روز عشق ودیوونگی ومحبت وفضولی داشتن باهم قایم موشک بازی میکردن. نوبت چشم گذاشتن دیوونگی رسید.دیوونگی همه روپیداکرداما هرچی گشت عشقو پیدانکرد.فضولی میدونست که عشق پشت بوته گل سرخ قایم شده...پس زودرفت وبه دیوونگی خبرداد. دیوونگی هم یه خاربرداشت وتوی بوته ی گل سرخ فروبرد.یکدفعه صدای فریاد عشق بلندشد. همه دویدن رفتن پیش عشق تاببینن چه بلایی سرش اومده...چشمهای عشق کورشده بود... دیوونگی که خودشو مقصرمیدونست تصمیم گرفت تاابد عشق روتنها نزاره وهمیشه همراهش باشه. ازاون روز به بعدبود که هروقت عشق سراغ کسی میرفت چون کوربود عیبهای معشوق رونمی دید ودیوونگی هم همیشه بااون به سراغ آدمها می اومد.

+ نوشته شده در سه شنبه شانزدهم آبان 1385ساعت 14:27 توسط شیدا جوووون |
۱-به چی فکرمیکنی؟ .۲ -منودوست داری؟.۳ -آیامن چاقم؟.۴ -به نظرتو اون دختره ازمن خوشگلتره؟. ۵-اگه من بمیرم توچیکار میکنی؟... ۱-به چی فکرمیکنی؟ جواب موردنظر برای این سوال اینه:"عزیزم ازاینکه بفکرفرو رفته بودم متاسفم...داشتم به این فکرمیکردم که توبسیار بسیارزن روشنفکرو خوشگل وباشخصیتی هستی ومن ازاینکه باتوزندگی میکنم کمال رضایت رودارم! - فوتبال - بسکتبال - چقدرتو چاقی! - چقدراون دختره ازتو خوشگلتره! - اگه توبمیری پول بیمه ت رو چیجوری خرج کنم؟ **یه مرددر سال۱۹۷۳بهترین جواب روبه این سوال داده:اگه میخواستم بدونی دربارش فکرنمیکردم...حرف میزدم! ۲-آیا دوستم داری؟ جواب موردنظر برای این سوال هست:بله!البته اون دسته ازمردای محافظه کار - فکرکنم اینطورباشه! - اگه بگم بله احساس بهتری پیدامیکنی؟ - بستگی داره که منظورت ازدوست داشتن چی باشه؟ - مگه مهمه؟ - کی....من؟! ۳-آیا من چاقم؟ واکنش صحیح ومردانه نسبت به این سوال اینه که بااعتمادبنفس وتاکید بگین:نه!اصلا وابدا! - نمیتونم بگم چاقی...ولی لاغرهم نیستی... - نسبت به چه کسی؟ - یه کمی اضافه وزن شایدبهت بیاد! - من چاقتراز توهم دیدم! -ممکنه سوالت روتکرارکنی؟داشتم به بیمه ت فکرمیکردم... ۴-به نظرتو اون دختره ازمن خوشگلتره؟ "اون دختره" گاهی برمیگرده به دوست قبلی یابه یه عابراطلاق میشه که همچی برگشتی درست وحسابی دیدزدی که رفتی تودرخت...یاشاید حتی یه هنرپیشه زشت سینما! - خوشگلتر که نه....ولی اون به نحودیگه ای خوشگله! - نمیدونم راستش اینجور موارد روچطوری می سنجن؟ - بله!اما این شخصیت توئه که به اون برتری داره! - فقط ازاین بابت که اون ازتو جوونتره! - ممکنه سوالت روتکرار کنی؟داشتم راجع به رژیم لاغریت فکرمیکردم! ۵-اگه من بمیرم توچیکار میکنی؟ خب....جواب این سوال یه ذره پیچیده وجلبه!درواقع ساده ترین جواب وصحیح ترینش البته زن:عزیزم....اگه من بمیرم توچیکار میکنی؟ مرد:این چه سوالیه؟....داری منو نگران میکنی عزیزم! زن:آیا دوباره ازدواج میکنی؟ مرد:این دیگه چه حرفیه؟..خب معلومه که نه....! زن:مگه دوست نداری متاهل باشی؟ مرد:خب البته که دوست دارم..... زن:خب پس چراازدواج نمیکنی؟ مرد:........خب باشه....زن میگیرم...... زن(به مقادیری چروک میشه!):آهان.....پس ازدواج میکنی...... مرد:خب......بله دیگه!!!! زن( یه کمی زل میزنه به مرده....):اگه ازدواج کنی بازهم توی همین خونه زندگی میکنی؟ مرد:البته...فکرکنم اینکارو بکنم...... زن(خیلی بهش برخورده!):پس حتما میزاری لباسهای منوهم بپوشه؟! مرد:اگه اینطوربخواد....خب....چراکه نه؟..... زن(باسردی!):که اینطور.....لابدعکسهای منوهم ازدر ودیوار میکنی عکسهای اونو به جاش میزاری....درسته؟ مرد:.....خب....البته.....این به نظرکار عاقلانه ای میاد! زن:پس دیگه لازم نیست بپرسم که میزاری باچوب گلف من هم بازی کنه؟ مرد:نه دیگه اینطوریام نیست عزیزم....آخه اون چپ دسته!
اینهااون ۵تاسوال هستن:
....البته این جواب هیچ ربطی به سوال موردنظرنداره...میشه گفت مردموردنظر به یکی ازموارد زیر فکرمیکرده:![]()
![]()
میگن:بله عزیزم...!و گزینه های نادرست
عبارتند از:![]()
وبسرعت محل روترک کنین...والبته گزینه های غلط....
درهرحال جواب درست اینه:نه بابا!تابلوئه که توخوشگلتری!
...جوابهای نادرست:
![]()
![]()
![]()
![]()
میتونه این باشه:ای وای ...ای عزیزترینم
اونوقت دیگه من هم نورامیدی دراین دنیاندارم
وبهتره حتی دراون دنیاهم باهم باشیم!![]()
![]()
![]()
+ نوشته شده در سه شنبه شانزدهم آبان 1385ساعت 14:25 توسط شیدا جوووون |