کاغذی سیاه اما پر از حرفهای عاشقانه
حرفهایی که زیباست اما!
عمل کردن به آن یک حادثه است
حرف عشق زیباست اما!
....عاشق شدن یک فاجعه است و اما
این ضربان قلب عاشق من است که تا تو باشی عشق من
همراه خواهد طپید ولی اگر تو نباشد
- وقتی توی خیابون ازکنار یه دختر-حالا هرچقدر هم زشت-رد میشوند نگویند:چطوری خوشگله؟!؟! - حتی وقتی بادوست دختر یانامزدشون-که خوشگل هم هست-توی خیابون راه میرن هی به بقیه دخترهای مردم هم نگاه نکنن! - اگربا صندل جلوو پشت بازجوراب نخی نپوشن! - اگروقتی میرن خواستگاری زمانی غیراز آوردن چای دختره روزیر چشمی نگاه نکنن! - اگرعاشق قرمه سبزی ودختر موبلند نباشن! - اگرتوی عروسی خواهرشون بایه مرددیگه جوادی نرقصن! - اگربا تمام شعارهایی که میدن بتونن تاآخر عمربدون ازدواج ومجردزندگی کنن! ...... واما... **دخترهای ایرونی می میرنداگر: - بعداز مهمانی وامثالهم پشت سراین واون حرف نزنن! - اگرپز ندهند. - اگرجلوی چندتا مردو پسربه هم ابرازمحبت خرکی - اگرتوی مهمانی به اون پسربدبختی که بهشون نگاه نکرده چپ چپ نگاه نکنن! - اگربدون تمیزکردن موهای پاهاشون جوراب نازک...نه نه...ببخشید...شلوارکوتاه نپوشند! اگه یه روزداشتی سوارماشین باباجون قدم میزدی دیدی یه دخترتنهای طفلک اول ضبطتوروشن کن(مگه خاموش بود؟! اینجاست که شماباکمال خونسردی آهنگ رومی خفی( ۷روزپیش: نمیدونست کامپیوتر چیجوری روشن میشه! **مسابقات مهارتهای دختربازی پسران مرحله اول:مخ زنی دختربسیجی در۱۰ثانیه
![]()
![]()
![]()
نکنن وهی باهم ماچ وبوسه ردوبدل نکنن!![]()
![]()
** پیشرفت دراستفاده بهینه ازاینترنت!
)...مخصوصا این دخترهایی که اهل اتوزدن هستن وتعدادشون هم کم نیست![]()
...اینم یه راه واسه ضایع کردن اساسی این دخترهای خره...(ببخشید!
)...
منتظر تاکسیه(آره جون عمه جونش!
)سعی کن دلت براش بسوزه ...(سعی کن دیگه!)...وقتی حسابی بوی سوختگی مشام مبارک روآزارید بزن بغل بگو:کجاتشریف میبرین خانوم؟(هرچند بلدی ولی بازم بهت میگم!
)...دختره هم طبیعتا![]()
باسر میپره توماشین که بگه کجاتشریف میبره...خب ازاینجاست که باید ...
)بعد دختره واسه صمیمی ترشدن جو
میگه:چه آهنگ قشنگی!!!(حالا اومدیم وجواد یساری بود....
)بعد شمااحتمالا میگی:شماازاین آهنگ خوشتون میاد؟...دختره هم میاددل توی تحفه (ببخشیدها!
)رو بدست بیاره این دفعه دیگه حتمامیگه:بله.....(ازنوع کشدارش...مهدکودک یادته؟!
)خیلی خوشم میاد...بعدش میگی :من که اصلاخوشم نمیاد!![]()
)...(بوی سوختگی نمیاد؟!
)...حالاطرف داره این قضیه روپیش خودش آنالیزمیکنه...منتظر فرصتهای بعدی میمونه ناچارا...بعدش توبهش فرصت میدی(آفرین !!!!
)...میای آمارطرف رودر میاری اساسی...همچین که شجره نامه طرف روزیر روکردی به اولین چهارراه که رسیدی نگه میداری وازاون جایی که مسیرت به مسیر سینیوریتا
نمیخوره کرایه ماشین روهم ازش میگیری....
....میشه بگی الان چه رنگی مدشده؟!![]()
![]()
...حالامیشه ۶روزپیش:آهاااااان...پس اینطوریاس!
(آغازپیشرفت!
)تاشد سر۵روز:ازدیروز تاحالا هرکارمیکنم نمیتونم چت کنم...بیا ببین نکنه سیستمم ویروس گرفته
(آفرین...آفرین!
)گفتن میری تواینترنت مواظب باش!
حالا یک ساعت از۵روز پیش میگذره:ااااااااااه...مگه میخوای بری تواینترنت باید کارت هم بخری؟!!!!
حالا اگه بخوای چت کنی هم بایدپول بدی؟!
...میرسه به۴روز:ببین این...آی-دی دیگه چی چیه؟!پول مول که نمیخواد؟!
خب...قاعدتا الان شده۳روز:آوووووووو...پس این روم که میگن اینهههههههه؟!!!!!
راستی...شنیدم یه نرم افزاری هست که میتونی باهاش بابقیه چت کنی...
بدون حرف میریم به همین نزدیکیا...یعنی همین ۲روزپیش:ااوووفففف...بابااینقدر آف نزاریدبرام...نمیرسم چک کنم!
...وهمین دیروز بودکه:ای بابا.......چراول کن نیستی پررو؟!میخوای هکت کنم؟
ازحالا ۳ثانیه وقت داری باآیدیت خداحافظی کنی...۱...۲...۳...![]()
![]()
...مرحله بعدی:ازحال نرفتن وتحمل کردن ۲۰دختر سمج بطورهمزمان
...مرحله بعدمرحله بعدی:دوی ۵۴۰متر درحیاط دبیرستان دخترانه بدون نگاه به اطراف(در زنگ ورزش مدرسه!)
...مرحله بعداز مرحله بعدمرحله بعدی(فینال مسابقات):نازکشی ازسه دختربطور همزمان!(شاق ترین مرحله...اینجاست که هنردختر بازای واقعی رومیشه!
...)
+ نوشته شده در یکشنبه یکم بهمن 1385ساعت 17:2 توسط شیدا جوووون |
دیگه حرفام نداره رنگی واسه تو من می دونم از اب چشام میباره بارون خوب می دونم دیگه تو آرزو هام نداره از تو نشونی دل من تنها شده بی تو نداره یه هم زبونی اگه چشمات منو میخوان پشت دل جانمی موندم دیگه این ترانه ها رو نمیساختم نمیخوندم بگو آخه واسه چی پیشم نمیای خوب من مگه دوستم نداری منو نمیخوای خوب من
+ نوشته شده در جمعه دهم آذر 1385ساعت 14:6 توسط شیدا جوووون |
** پسرخوبی که عصری قرارداره چیکار میکنه؟
این پسرخوب ساعت ۲(این چه وقته قرارگذاشتنه؟ حالا توپارکه...هی میشینه هی پامیشه...(خط اتوش....! **دخترخوبی که عصری کلاس داره(تو دانشگاه ازنوع مخلوطش)چیکارمیکنه؟ این دختربابا ساعت ۶عصرکلاس داره.ازخواب که پامیشه میره سریخچال آرایش.(بابا دست وصورتتو که بشور! حالا شمافکر می کنین چراآمار طلاق بالاست؟!... *******************************************این یه معادله ی ریاضیه که ازطریق اون میشه خریت بعضی ترکها *********************** خب...ازاونجایی که برای هرمعادله به یک ضابطه احتیاجه مااینجا فرض روبر این می گیریم که: " بادکنک حسن ترکید = حسن بادکنک خرید " حل معادله: ابتدامشابهات دوجمله رواز دوطرف تساوی حذف می کنیم: " پس حالاداریم: { ترکید = خرید } حالا جمله برای بدست آمدن مجموعه جواب بایدتجزیه بشه در نتیجه داریم: ترک + ید = خر+ ید بازهم دراین حالت طرفین مشابه ازدوطرف تساوی حذف می شوند: ترک + حالا بعنوان جواب معادله می بینیم که: ترک = خر
)قرارداره.صبح ساعت۶:۰۱دقیقه ازخواب پامیشه...زود میدوه میره حموم یه دوش کوچولوی۲ساعته میگیره ومیادبیرون.میره جلوی آینه..وای وای!خدابه دور!نیم میکرومتر ریش درآورده!...خب پس وقتشه که ازته بتراشه...زور توربورو میزنه به برق وتارومار باموفقیت انجام میشه.حالا نوبت هرچی نباشه نوبت افترشیوه که دردداره ولی ازاونجایی که پسرمااز نوع خوبشه بدون دردش موثرتره!
حالا باید یه کم به پوستش بپردازه.بزار ببینم...سفیدکننده..و...وای بلابه دور...یه کم هم یواشکی پنکیک!
کسی نمیفهمه که...حالا همه ایناچقدر طول کشید؟...الان ساعت شده ۱۱:۵۹دقیقه صبح(صبح یاظهر؟
)...خب پس وقت زیادداریم...حالا چی؟...آهان..اصل قضیه اینجاست!یه دستی هم به موچین مامان جون میبره...
موهام که خوبه...ولی اگه یه کم ژل وگلت هم ببینه بهترهم میشه!...کرم کو؟!..کرم دست وپایه کمی...وای وای..چه اه اه!ناخونام نافرمه چقدر!
..خوب پسرگلم...حالا نوبت کفش ولباساته...دیرهم نشده...ساعت تازه ۲:۳۹دقیقه به وقت تهرانه!...کفشاشو مسواک میکنه عینهو بابابرقی...شلوارشو اتو میکنه همچین که خط اتوش خربزه میبره!
...پاچه هاشو ورمی ماله تازیر نافش...بعد میره زود یه چیزی میکوفه که ازگشنگی نمیره...به مامی میگه بای بای ومیره...(شرش کم...آخیش!)
)هی به ساعت موبایل باباجون(بین خودمون بمونه ها!
)نگاه میکنه ...غرمیزنه چرانیومد؟ ...یه دفعه آهنگ جوادیساری بلند میشه(ای بابا روشد که!
)برای آقا پیام کوتاه (فارسی روپاس کاری کنیم!)اومده که چی؟..."عزیزم شوهرعمه خاله کوچیکه دخترعموی دوست بابام اومده...امروز نمیتونم بیام...بای تابعد!
"...پسر گلم میادخونه آسه آسه...اصلا هم ضایع نشده ها...اصلا...![]()
)حالا وسایل لازم ازیخچال به میزآرایش...(این میزه قبلا مال داداشت نبود؟زمانی که کلاس دوم دبستان بودها!)خب ...زود ازبالا شروع میکنه...اول موها:ریمل مو(
)وسشوار(موهای یه هفته حموم نرفته؟!
)باازاین مدادهای مووخلاصه...حالا صورت...ماساژورهای سفت کننده وشل کننده وول کننده وپف خواباننده وپف دهنده برای گونه ...حالا هنوز صورته...پوستش البته...پنکیک های روشن کننده وتیره کننده وخلاصه هرچی بخوای...بعدچشمها...لنزنزار دختر کتمه کوری میشی خب!(آخه باباشبیه کورهای مادرزاد میشی!![]()
)..بازهم چشمها...سایه وخط ..بالای چشم وزیرچشم ودورش البته...رنگ ووارنگ...(طوطی کم میاره
)...مژه ها...(ازاونجایی که مژه موجود نیست ...)مژه مصنوعی روبرای کی ساختن؟
..ابروها...یه کم مرتب میشن..قلم زنی فراموش نمیشودصد البته!...باموفقیت واردمرحله بعدی میشویم...بینی...خب..ازاونجایی که قبلا سه بارعمل شده تاشبیه دماغ نیکول کیدمن بشه زیاد زحمت نمیده ....
...لبها...ببین فکرنمیکنی یه کم باریکه؟...پس بزار یه کم پف کنه...آخه اینطوری طبیعی تره!!!
حالا خط..زیر..بالا...وسط....رژهم که اگه نباشه لبهات خشک میشه وضررداره!
...آخ آخ ساعت چنده؟...نه بابا..تازه شده ۳ظهر...پس ادامه بده...برق انداختن مچ دستهاو پاها وخلاصه همینطور برای ناخنها وانگشتا ....عطرمیزنه....(عیبی نداره اگه صبح دوش نگرفت خب الان می گیره!
)...بدوبرو لباساتو بپوش که ساعت شد ۵...یهو می بینه صدای موبایلش بلندشد...(موبایلش مال خودشه ...کادوی قبولی دانشگاه ...راستی مگه آموزش عالیها هم کنکور میدن؟!
)...داشتم میگفتم...گوشی روبرمیداره...سی سی جون پشت خطه(مگه تواسمت صغری نبود؟!)...میگه نیا...استاد امروز یکی ازپرزهای معدش موقع خوردن ریواس کنده شده گیرکرده توسرخرگ کلیه ش...خون نمیرسه به کلیه ها...
اینه که نمیتونه بیاد....
روثابت کرد.درضمن مثل همیشه امیدوارم جنبه داشته باشین واینو محض خنده بخونین.
بادکنک حسن ترکید = حسن بادکنک خریدید = خر + ید
![]()
+ نوشته شده در سه شنبه شانزدهم آبان 1385ساعت 14:41 توسط شیدا جوووون |
+ نوشته شده در سه شنبه شانزدهم آبان 1385ساعت 14:31 توسط شیدا جوووون |
یک روز عشق ودیوونگی ومحبت وفضولی داشتن باهم قایم موشک بازی میکردن. نوبت چشم گذاشتن دیوونگی رسید.دیوونگی همه روپیداکرداما هرچی گشت عشقو پیدانکرد.فضولی میدونست که عشق پشت بوته گل سرخ قایم شده...پس زودرفت وبه دیوونگی خبرداد. دیوونگی هم یه خاربرداشت وتوی بوته ی گل سرخ فروبرد.یکدفعه صدای فریاد عشق بلندشد. همه دویدن رفتن پیش عشق تاببینن چه بلایی سرش اومده...چشمهای عشق کورشده بود... دیوونگی که خودشو مقصرمیدونست تصمیم گرفت تاابد عشق روتنها نزاره وهمیشه همراهش باشه. ازاون روز به بعدبود که هروقت عشق سراغ کسی میرفت چون کوربود عیبهای معشوق رونمی دید ودیوونگی هم همیشه بااون به سراغ آدمها می اومد.

+ نوشته شده در سه شنبه شانزدهم آبان 1385ساعت 14:27 توسط شیدا جوووون |
۱-به چی فکرمیکنی؟ .۲ -منودوست داری؟.۳ -آیامن چاقم؟.۴ -به نظرتو اون دختره ازمن خوشگلتره؟. ۵-اگه من بمیرم توچیکار میکنی؟... ۱-به چی فکرمیکنی؟ جواب موردنظر برای این سوال اینه:"عزیزم ازاینکه بفکرفرو رفته بودم متاسفم...داشتم به این فکرمیکردم که توبسیار بسیارزن روشنفکرو خوشگل وباشخصیتی هستی ومن ازاینکه باتوزندگی میکنم کمال رضایت رودارم! - فوتبال - بسکتبال - چقدرتو چاقی! - چقدراون دختره ازتو خوشگلتره! - اگه توبمیری پول بیمه ت رو چیجوری خرج کنم؟ **یه مرددر سال۱۹۷۳بهترین جواب روبه این سوال داده:اگه میخواستم بدونی دربارش فکرنمیکردم...حرف میزدم! ۲-آیا دوستم داری؟ جواب موردنظر برای این سوال هست:بله!البته اون دسته ازمردای محافظه کار - فکرکنم اینطورباشه! - اگه بگم بله احساس بهتری پیدامیکنی؟ - بستگی داره که منظورت ازدوست داشتن چی باشه؟ - مگه مهمه؟ - کی....من؟! ۳-آیا من چاقم؟ واکنش صحیح ومردانه نسبت به این سوال اینه که بااعتمادبنفس وتاکید بگین:نه!اصلا وابدا! - نمیتونم بگم چاقی...ولی لاغرهم نیستی... - نسبت به چه کسی؟ - یه کمی اضافه وزن شایدبهت بیاد! - من چاقتراز توهم دیدم! -ممکنه سوالت روتکرارکنی؟داشتم به بیمه ت فکرمیکردم... ۴-به نظرتو اون دختره ازمن خوشگلتره؟ "اون دختره" گاهی برمیگرده به دوست قبلی یابه یه عابراطلاق میشه که همچی برگشتی درست وحسابی دیدزدی که رفتی تودرخت...یاشاید حتی یه هنرپیشه زشت سینما! - خوشگلتر که نه....ولی اون به نحودیگه ای خوشگله! - نمیدونم راستش اینجور موارد روچطوری می سنجن؟ - بله!اما این شخصیت توئه که به اون برتری داره! - فقط ازاین بابت که اون ازتو جوونتره! - ممکنه سوالت روتکرار کنی؟داشتم راجع به رژیم لاغریت فکرمیکردم! ۵-اگه من بمیرم توچیکار میکنی؟ خب....جواب این سوال یه ذره پیچیده وجلبه!درواقع ساده ترین جواب وصحیح ترینش البته زن:عزیزم....اگه من بمیرم توچیکار میکنی؟ مرد:این چه سوالیه؟....داری منو نگران میکنی عزیزم! زن:آیا دوباره ازدواج میکنی؟ مرد:این دیگه چه حرفیه؟..خب معلومه که نه....! زن:مگه دوست نداری متاهل باشی؟ مرد:خب البته که دوست دارم..... زن:خب پس چراازدواج نمیکنی؟ مرد:........خب باشه....زن میگیرم...... زن(به مقادیری چروک میشه!):آهان.....پس ازدواج میکنی...... مرد:خب......بله دیگه!!!! زن( یه کمی زل میزنه به مرده....):اگه ازدواج کنی بازهم توی همین خونه زندگی میکنی؟ مرد:البته...فکرکنم اینکارو بکنم...... زن(خیلی بهش برخورده!):پس حتما میزاری لباسهای منوهم بپوشه؟! مرد:اگه اینطوربخواد....خب....چراکه نه؟..... زن(باسردی!):که اینطور.....لابدعکسهای منوهم ازدر ودیوار میکنی عکسهای اونو به جاش میزاری....درسته؟ مرد:.....خب....البته.....این به نظرکار عاقلانه ای میاد! زن:پس دیگه لازم نیست بپرسم که میزاری باچوب گلف من هم بازی کنه؟ مرد:نه دیگه اینطوریام نیست عزیزم....آخه اون چپ دسته!
اینهااون ۵تاسوال هستن:
....البته این جواب هیچ ربطی به سوال موردنظرنداره...میشه گفت مردموردنظر به یکی ازموارد زیر فکرمیکرده:![]()
![]()
میگن:بله عزیزم...!و گزینه های نادرست
عبارتند از:![]()
وبسرعت محل روترک کنین...والبته گزینه های غلط....
درهرحال جواب درست اینه:نه بابا!تابلوئه که توخوشگلتری!
...جوابهای نادرست:
![]()
![]()
![]()
![]()
میتونه این باشه:ای وای ...ای عزیزترینم
اونوقت دیگه من هم نورامیدی دراین دنیاندارم
وبهتره حتی دراون دنیاهم باهم باشیم!![]()
![]()
![]()
+ نوشته شده در سه شنبه شانزدهم آبان 1385ساعت 14:25 توسط شیدا جوووون |
شباهت های دختران و پسران ایرونی هر دو تا شون فکر می کنند زرنگ ترین آدمای دنیا هستند اما یه مگس رو هم نمی تونن سر کار بزارن! هر دو تا شون در سن 18 سالگی با سیبیل در انظار عمومی حاضر می شن!!! هر دو تاشون از 18 سالگی به بعد ابروهاشون نازک میشه و دیگه سیبیل در نمیارن! هر دو تاشون فکر می کنن جامعه درکشون نمی کنه به دو تاشون اگر رو بدی سوارت میشند هر دوشون می تونن 200.000 تومان رو در 2 ساعت خرج کنند هردوتاشون با والدینشون دعوا و درگیری دارند مهمترین ویژگی هر دوتاشون تغیر شخصیتشونه دو تا شون در ظاهر دشمن خونی جنس مخالف هستند اما در باطن دلشون واسه برای جنس مخالف غش و ضعف میره دو تاشون از دروغ متنفرن اما هیچ وقت حرف راست نمی زنند هر دوتا شون عاشق محمد رضا گلزار هستند(با این تفاوت که دخترا چون ممد جون خیلی خوشگله و شبیه خودشونه و بش احساس نزدیکی میکنن دوستش دارن ولی پسرها چون ممد جون خیلی جیگر تشریف داره دوسش دارن!وای مامانم اینا......) دو تا شون تا سن 20 سالگی 3 بار عاشق میشن و در عشق شکست می خورند! از 20 به بعد هم تو رویا سیر میکنن و تو 40 سال که از رویا بیرون می آیند میبینن اطرافشون 5-6 تا بچه و بدبختی و بی پولی و ... هستش واسه همین این دفعه میرن تو کما و سکته میزنند!!! وقتی با یه پسر یا دختر ایرونی قرار میزاری باید 2 ساعت دیرتر به محل قرار بری تا علف زیر پات جوانه نزنه! - هم پسر ها و هم دختر ها طرفدار سر سخت حضور خانم ها در استادیوم هستند.(البته با نیت های متفاوت)
خصوصیات اخلاقی دختران بین 14 - 28 سال
چرا پسر ها اینقدر ضایع هستند واسه اینکه وقتی سوار اتوبوس میشیم اگه صندلی ها هم خالی باشه میریم ته اتوبوس، تو ترافیک، چله تابستون، 1 ساعت سرپا وای میستیم، شاید بند کیفه دختره گیر کنه بهت.
۱۵ سالگی: هر کی بهشون بگه سلام ، ميگن: عليک سلام! ... نقاشيشون بهتر ميشه (بتونه کاری و رنگ آميزی و ...!)
۱۶ سالگی: يعنی يه عاشق واقعين! ... فردا صبح هم می خوان خودکشی کنن! ... شوخی هم ندارن!
۱۷ سالگی: نشستن و اشک می ريزن! ... بهشون بی وفايی شده! ... (کوران حوادث!)
۱۸ سالگی: ديگه اصلا عشق بی عشق! ... توی خيابون جلوی پاشون رو هم نگاه نمی کنن!
۱۹ سالگی: از بی توجهی يه نفر رنج می برن! ... فکر می کنن اون يه آدم به تمام معناست!
۲۰ سالگی: نه ، نه! ... اون منو نمی خواست! ... آخرش منو يه کور و کچلی می گيره! می دونم
۲۱ سالگی: فقط ۲۷-۲۸ سالگی قصد ازدواج دارن! فقط!
۲۲ سالگی: خوش تيپ باشه! پولدار باشه! تحصيلکرده باشه! قد بلند باشه! خوش لباس باشه! ... (آخ که چی نباشه!)
۲۳ سالگی: همه ء خواستگارا رو رد می کنن
۲۴ سالگی: زياد مهم نيست که چه ريختيه يا چقدر پول داره! فقط شجاع باشه! ما رو به اون چيزی که نرسيديم برسونه!
۲۵ سالگی: اااااااه! پس چرا ديگه هيچکی نمياد؟! ... هر کی می خواد باشه ، باشه!
۲۶ سالگی: يه نفر مياد! ... همين خوبه! ... بــــــــــله!
۲۷ سالگی: آخيـــــــــــش!
۲۸ سالگی: کاش قلم پات می شکست و خواستگاری من نميومدی
واسه اینکه وقتی تو خیابون راه میریم، کافیه فقط یه دختری از کنارمون رد شه، گردن نیست لامسب( معذرت، آخه آدم عصبی میشه دیگه)، مثل جغد 180 درجه گردنه می چرخه.
واسه اینکه وقتی یه ماشین گیرمون میاد، پا میشیم میریم یه جایی مثله جردن، اونجا صد بار یه خیابون رو بالا و پایین میریم، 100 بار بوغ میزنمیو 200 بار ترمز، بعدشم میزنی به یه پیر زنه، اون موقع هستش که آخر روز میشه.اون لحظه آدم آرزو می کنه که بره تو توالت عمومی خودش رو دار بزنه.(ربطش رو به توالت عمومی خودت پیدا کن)
واسه اینکه وقتی میریم کوه، پشت دختره میری بالا از کوه، بعدش کم میاری و رنگت سرخ میشه و تازه می فهمی که دختره کوهنورد بوده
واسه اینکه وقتی حس غرورت گل میکنه میبینی دختره داره با یه پسره دیگه دعوا می کنه میری جلو، با پسره دعوا میکنی، بعدش که خوب کتکه رو خوردی می فهمی که یارو داداشش بوده
واسه اینکه وقتی یه دختر کنار پسره میشینه تو تاکسی، و پسره می خواد استفاده ی معنوی ببره، 10 برار مسیرش رو میره تا با دختره باشه، وقتی که دختره پیاده میشه، میره تو رویا، اون وقته که می فهمه به جای میدون ولیعصر، رسیده به تجریش. و وقتی که بر می گرده با تاکسی، می فهمه که تمام پولش رو داده به تاکسی قبلیه، و اونجا یکم مشتمال میبینه از راننده تاکسیه و بعدش فحشه که به خودش میده.
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم شهریور 1385ساعت 16:46 توسط شیدا جوووون |
کاغذی سیاه اما پر از حرفهای عاشقانه حرفهایی که زیباست اما! عمل کردن به آن یک حادثه است حرف عشق زیباست اما! ....عاشق شدن یک فاجعه است و اما این ضربان قلب عاشق من است که تا تو باشی عشق من همراه خواهد طپید ولی اگر تو نباشد
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم شهریور 1385ساعت 20:20 توسط شیدا جوووون |
+ نوشته شده در سه شنبه سی و یکم مرداد 1385ساعت 16:8 توسط شیدا جوووون |
اگر چشمهايم تورو خواست قول ميدم چشمهايم رو ببندم اگر زبانم تو رو خواست قول ميدم با دندانم گازش بگيرم اما اگردلم تو رو خواست چه کنم دوست داشتم که جای اشکهای تو باشم تو چشمات متولد بشم رو پلکات جون بگیرم رو صورتت جاری بشم رولبهات بمیرم... شمع سوزان توام اینگونه خواموشم نکن از کنارت نمی روم اما هیچ وقط فراموشم نکن اگر گل بودم شاخه ای از وجودم را تقديم وجودت می کردم...! اما افسوس که نه گلم؛ آسمون دل من ابی نیست ---------- دل من ازعاشقی خالی نیست بی کس وتنهام ولی --------- تنهاییم عالمیست تنهایی رنجیست عجیب ----------- اما دلم مایوس نیست فردا از این دنیا میرم ---------- اما کسی پیشم نیست مرده که تنها نمیشه ----------- مردن دوای تنهاییست بهترین خاطره اش بودن تکراری توست عزیزم دوستت دارم زندگی هر چه که باشد ز گذر می گذرد بهترین خاطره اش بودن تکراری توست
![]()
![]()
![]()

![]()
![]()
![]()
![]()

اگر محبت بودم آهنگ دوست داشتن را برايت می نواختم...!
اگر اشک بودم به يادت همچون ابر بهاران می گريستم
...!
نه محبت ؛
نه اشک،
...فقط می دانم که عاشقم...!!!
اگر گل بودم

رنگ دل

تکرار


تکرار زندگی
+ نوشته شده در سه شنبه سی و یکم مرداد 1385ساعت 16:0 توسط شیدا جوووون